رفتن به مطلب
  1. جدیدترین فعالیت ها در این کلوب
  2. استخدام نگرش در استخدام نگرش مهم است یا مهارت؟؟ هِرب کِلِنهر (Herb Kelleher) یکی از مؤسسان شرکت هواپیمایی Southwest ، نقل قول جالبی درباره معیار استخدام کارکنان جدید دارد؛ او می‌گوید: «اگر نگرش مثبت نداری، استخدامت نمی‌کنیم، حتی اگر از مهارت‌های زیادی برخوردار باشی! چرا که می‌توانیم سطح مهارت را با آموزش ارتقاء دهیم، اما نمی‌توانیم نگرش تو را عوض کنیم». مشخص است تشخیص آنکه متقاضیان استخدام برای انجام شغل خاصی از مهارت‌های فنی لازم برخوردار هستند یا خیر، کار نسبتاً ساده‌ای است. می‌توان به سادگی با برگزاری آزمونی، سطح مهارت‌های فنی افراد را اندازه گرفت و آن‌ها را با هم مقایسه کرد، اما تشخیص آنکه فرد دارای چه ویژگی‌های شخصیتی و چه نگرش‌هایی است، کار دشواری است. مارک مورفی (Mark Murphy) در کتاب خود با عنوان «استخدام به خاطر نگرش- Hiring For Attitude» متذکر می‌شود که در حدود نیمی (47% ) از استخدام‌های جدید، در طول 18 ماه نخست، با شکست مواجه می‌شوند. اما چرا این اتفاق می‌افتد؟ دلیل این شکست، فقدان مهارت‌ها نیست (تنها 11% مسئله به عدم وجود مهارت در کارکنان تازه استخدام شده بر می‌گردد). این در حالی است که حدود 89% از شکست‌ها به دلایل نگرشی (مانند هوش عاطفی، انگیزش و رفتارهای سازمانی ناشی از نگرش) بر می‌گردد. بیشتر شرکت‌ها به خوبی با اندازه‌گیری مهارت‌های سخت کارکنان، متقاضیان استخدامی را براساس این معیار رتبه‌بندی می‌کنند، اما اغلب آن‌ها در تشخیص مهارت‌های نرم و موضوعات نگرشی و انگیزشی با دشواری روبرو هستند. لذا اگر دنبال نگرش‌های مثبت هستید، باید ارزش‌های محوری شرکت خود را استخراج کنید و نوع نگاه و نگرش متقاضیان استخدامی را نسبت به این ارزش‌های اساسی مورد پرسش قرار دهید. شرکت هواپیمایی Southwest برای سنجش نگرش‌های متقاضیان استخدامی شیوه جالبی دارد؛ این شرکت هواپیمایی پس از آنکه متقاضیان استخدامی برای شغل خلبانی را براساس مهارت‌های فنی آن‌ها ارزیابی کرد، متقاضیان بالقوه را به مدیران منابع انسانی خود معرفی می‌کند. مدیر منابع انسانی از این متقاضیان می‌خواهد که لباس‌های مخصوصی (شورت‌های قهوه‌ایِ گشاد) را بپوشند. اگر متقاضی از پوشیدن این لباس‌ها امتناع کند، از لیست متقاضیان استخدامی خط می‌خورد. استدلال مدیر شرکت درباره این تصمیم آن است که برای شرکت Southwest، ارزش محوری، سرگرمی و شادی (Fun) است؛ کسی که از پوشیدن این لباس‌ها امتناع می‌کند، نگرش مثبتی به این ارزش ندارد و برای کار در شرکت مناسب نیست. یکی از سؤال‌های کلیدی در مصاحبه از نظر مورفی آن است که ویژگی‌های شخصیتی و نگرشی مطلوب شرکت (برای مثال خلاقیت، هوش، میزان ریسک‌پذیری و …) استخراج شود و هریک از متقاضیان براساس این ویژگی‌ها مورد پرسش قرار گیرند، برای مثال از متقاضی خواسته شود که در مورد زمانی که ریسک‌پذیر بوده است توضیح دهد. کانال ترفند مدیریت - tarfandemodiriat
  3. ارتباطات

    مقاله(ارتباطات) همه باور دارند که "ارتباطات" چه بین افراد و چه داخل سازمان، برای موفقیت کسب ‌و کار امری ضروری است. موفق‌ترین کارآفرینان میلیاردر دنیا بر اهمیت این موضوع تاکید کرده‌اند: بیل گیتس: «مهارت‌های ارتباطی و توانایی همکاری خوب با انواع مختلفی از افراد بسیار مهم است؛ نوآوری‌های نرم‌افزاری مثل هر نوع نوآوری دیگر نیازمند توانایی برقراری ارتباط و به اشتراک‌گذاری ایده با دیگران است.» ریچارد برانسون: «ارتباطات باعث می‌شود دنیا بچرخد، ارتباطات روابط انسانی را تسهیل می‌کند و به ما امکان می‌دهد یاد بگیریم، رشد کنیم و پیشرفت داشته باشیم؛ ارتباطات فقط صحبت کردن یا خواندن نیست، بلکه درک چیزی است که گفته می‌شود و در برخی موارد درک چیزی که گفته نمی‌شود، ارتباطات مهم‌ترین مهارتی است که هر رهبری می‌تواند داشته باشد.» وارن بافت: تنها مدرکی که در دفتر کارم به دیوار زده‌ام، مدرک مهارت‌های ارتباطی است که در سال 1952 از دیل کارنگی (Dale Carnegie) دریافت کردم؛ بدون مهارت‌های ارتباطی خوب، نمی‌توانی مردم را متقاعد کنی که به دنبالت بیایند، حتی اگر تو آن سوی دیوار را ببینی و آن ها نبینند.» کانال ترفند مدیریت t.me/tarfandemodiriat
  4. مقاله(انقلاب کیفیت) بعد از جنگ دوم جهانی، ژاپن متلاشی شده بود و اقتصاد آشفته ای داشت. اولین اقداماتی که به منظور خروج از بحران در این کشور صورت گرفت، تولید کالاهای ارزان بود که امکان صادر شدن به کشورهای دیگر را داشته باشد. اولین کالاهای تولیدی این کشور دهه 1950 به قدری نام مرغوب و فاقد کیفیت بودند که به نام بنجل ژاپنی شهرت پیدا کردند. در دهه ی 50، یک مشاور آمریکا به ژاپن رفت تا روشهای کیفی را به آن ها آموزش دهد؛ ژاپنی ها از نظرهای او استقبال کردند، این مشاور چند دهه در ژاپن باقی مانده او ژاپن و اقتصاد این کشور را برای همیشه متحول ساخت. روش کایزن: دبیلو ادواردز دمینگ مفهوم بهبود ادامه دار را معرفی کرد که این به «روش کایزن» شهرت پیدا کرد، همین روش به ژاپنی ها امکان داد که در مدت چند سال به کشوری تبدیل شوند که کیفیت کالاهایش زبانزد خاص و عام گردد. کایزن در زبان ژاپنی به معنای «بهبود مستمر» است، گاه این کلمه را بهتر شدن بی وقفه و پایان ناپذیر معنا می کنند؛ براساس این روش، هر کاری را که در آن درگیر هستید می توانید به شکل بهتری انجام بدهید؛ پیوسته و بی پایان. کانال ترفند مدیریت t.me/tarfandemodiriat
  5. اقتدار

    داستان های مدیریتی(اقتدار) گاوچرانی وارد شهر شد و برای نوشيدن چيزی، كنار یک مهمان‌خانه ايستاد. بدبختانه، كسانی كه در آن شهر زندگی می‌كردند عادت بدی داشتند كه سر به سر غريبه‌ها می‌گذاشتند؛ وقتی او نوشيدنی‌ اش را تمام كرد، متوجه شد كه اسبش دزديده شده است. او به كافه برگشت و ماهرانه اسلحه‌اش را درآورد و سمت بالا گرفت و بالای سرش گرفت بدون هيچ نگاهی به سقف يه گلوله شليک كرد و خيلی مقتدرانه فرياد زد: «كدام يك از شما اسب من رو دزديده؟!» كسی پاسخی نداد. او گفت: «بسيار خوب، من يك نوشیدنی ديگه ميخورم، و تا وقتی آن را تمام می‌كنم اسبم برنگردد، كاری را كه در تگزاس انجام دادم انجام می‌دهم! و اصلن دوست ندارم آن كاری رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم!» بعضی از افراد خودشون جمع و جور كردن؛ آن مرد، بر طبق حرفش، نوشیدنی ديگری نوشيد، بيرون رفت و اسبش به سرجايش برگشته بود، اسبش رو زين كرد و آماده‌ی حرکت شد. كافه چی به آرامی از كافه بيرون آمد و پرسيد:هی رفيق قبل از اينكه بروی بگو، در تگزاس چه اتفاقی افتاد؟ گاوچران برگشت و گفت: مجبور شدم پیاده برم خونه...! «آرامش داشته باش و با اقتدار ابراز وجود كن ؛ نتيجه خواهی گرفت» کانال ترفند مدیریت t.me/tarfandemodiriat
  6. (خلاقیت) خلاقیت سازمانی به سبک میتسوبیشی‼️ مراحل روش خلاقیت میتسوبیشی: مسئله را مشخص کنید، به طوریذکه کاملاً در مورد مسئله و جزئیات آن به حاضرین توضیح داده شده باشد، این کار می تواند قبل از برگزاری جلسه به اطلاع حاضرین جلسه برسد. از شرکت کنندگان بخواهید که راه حل هایشان را بر روی کاغذ یا هر چیز دیگر بنویسند، این مرحله ممکن است 15 دقیقه یا بیشتر به طول انجامد. از شرکت کنندگان بخواهید که به ترتیب ایده هایشان را با صدای بلند بخوانند. اعضایی که در مرحله اول ایده ای ندارند یا تعداد ایده هایشان اندک است می توانند پس از شنیدن ایده های دیگران و خلق ایده های خود، آن ها را همراه با ایده های اولیه خود (اگر دارند) بخوانند. در نیم ساعت بعدی یا بیشتر، از شرکت کنندگان بخواهید ایده های خود را به تفصیل برای گروه شرح دهند. سرپرست گروه «نقشه ایده ها » را بر روی تابلوی بزرگی رسم کرده و دیدگاه های گروه را به طور دقیق شرح می دهد. این کار موجب می شود که همه اعضا ایده های ارائه شده و در بیشتر موارد روابط بین آنها را با چشم خود مشاهده کرده و دید کلی و جامعی نسبت به مسئله و راه حل های آن به دست آورند. پس از ارائه کامل ایده ها و نظرات، ایده ها به صورت رو در رو مورد بحث و ارزیابی قرار می گیرد. کانال ترفند مدیریت t.me/tarfandemodiriat
  7. قیمت منصفانه

    داستان های مدیریتی(قیمت منصفانه) چرا اگر برای صرف نهار در یک رستوران معمولی در مرکز شهر 100 هزار تومان پرداخت کنیم، احساس خوبی نداریم، ولی برای پرداخت همین مقدار پول برای غذایی با کیفیت یکسان در یک رستوران لوکس شاید حس بسیار خوبی هم داشته باشیم؟ وقتی مشتری می خواهد پولی برای محصول پرداخت کند، آن را با تجربه های قبلی خود از خرید محصول در موقعیت های مشابه مقایسه می کند و آنگاه تصمیم می گیرد که آیا قیمت پیشنهادی "منصفانه" است یا خیر. ریچارد ثیلر نوبلیست اقتصاد رفتاری در آزمایشی معروف به این پدیده می پردازد. از شرکت کنندگان در آزمایش خواسته شد تصور کنند که در یک روز گرم در ساحل دراز کشیده اند و حال که بگویند تا چه اندازه حاضرند برای یک بطری خنک از آبجوی مورد علاقه شان پول پرداخت کنند؟ اما به برخی از آنها گفته شد که نوشیدنی از بار یک هتل لوکس در حوالی ساحل خریداری خواهد شد و به دیگران گفته شد که از یک دکه بقالی محقر برایشان آبجو ابتیاع می شود. مشخص بود که محل خرید تغییری در کیفیت نوشیدنی نمی دهد، ولی گروه اول (خرید از بار هتل) تا 77% و بیشتر قیمت بالاتری نسبت به گروه دوم پیشنهاد دادند!! می توان نتیجه گرفت اگر مشتریان کالایی را نسبت به رقبا خاص تر تلقی کنند، قیمت منصفانه برای آن را بالاتر ارزیابی می کنند. برای افزایش قیمت هم باید این ملاحظه را در نظر داشت که حتما دلیلی مشخص و ملموس (محتویات بیشتر، اندازه بسته بندی بزرگتر و ...) برای مشتریان ارائه شود، باید آنها قانع شوند این قیمت جدید به دلایل موجهی بالاتر از قبلی است. نت فلیکس در روزهای آغاز به کار در ازای دریافت 10 دلار، مشتریان می توانستند به طور نامحدود فیلم اجاره کنند و دی وی دی برای آنها فرستاده می شد. بعدها وقتی سرویس زنده و آنلاین به بازار آمد، همچنان رویه قبلی را هم حفظ کردند، ولی بعد از مدتی با توجه به کاهش تقاضا برای سرویس ارسال فیلم؛ آنها دو محصولشان را از هم تفکیک کردند و برای هر کدام حدود 8 دلار قیمت گذاشتند، استدلالشان هم موجه بود، اگر قرار بود هر دو را با هم حفظ کنند قیمتشان حدود 60 درصد افزایش می یافت (8+8) که مطلوب نبود. اما در مدت کوتاهی شرکت 800 هزار مشتری اش را از دست داد و قیمت سهامش 25 درصد سقوط کرد، علت اما این بود که مشتریان فکر می کردند باید پول بیشتری برای خدمتی که اکنون از قبل بدتر شده بود پرداخت کنند و آن را منصفانه تلقی نمی کردند‼️ کانال ترفند مدیریت t.me/tarfandemodiriat
  8. مدیریت به زبان ساده(رهبری) مدیر موفق کسی است که افراد زیر مجموعه اش پیرو او باشند؛ افراد از اینکه رهبری برای گروه خود داشته باشند، استقبال می کنند؛ زیرا در این صورت می‌توانند امور خود را بهتر پیش ببرند. رهبر هوشمند، کسی است که به مجموعه اش در مواقع دشواری «می توانیم» را القا کند و مانع خلاقیتشان نباشد؛ یکی از دلایل احترام افراد نسبت به رهبر این است که آنها رهبر خود را نمونه ای از مرتبه بالای اجتماعی تصور می کنند. آن ها از سبک کار کردن رهبر الگو می گیرند، افراد مدیر یا رهبری می خواهند که بتوانند او را ببینند و با او صحبت کنند و از همه مهم تر، کسی را می پسندند که به حرف های آنها گوش کند. رهبر قدرتمند گروه، از طرف اعضای گروه به مصاف مشکلات می رود و با موانع می جنگد و پیروزی به دست می‌آورد، او باید این توانایی را داشته باشد که افراد گروه را به هم جذب کرده و به آن ها حس همبستگی بدهد، طوری که به گروه واحدی تبدیل شوندکه نسبت به عملکرد انفرادی هر یک از آن ها، نتایج مطلوب تری حاصل شود. کانال ترفند مدیریت t.me/tarfandemodiriat
  9. موفقیت ها را شرطی کنید یکی از روش های موثر برای ثبات و تداوم یک رفتار موفقیت آمیز شرطی سازی آن رفتار است این روش محرک نیرومندی را برای حرکت و پیشرفت ایجاد می کند، شرطی سازی موفقیت در همه سطوح اعم از سطح رفتار فردی، خانوادگی، سازمانی و ملی کاربردی است و تاثیرات شگفتی بر جای می گذارد. به عنوان مثال در سطح سازمانی به شرکت اپل اشاره می کنیم که با استفاده از این روش توانسته است مسیر نوآوری و موفقیت را با ثبات و با هیجان و اشتیاق جمعی کارکنانش طی نماید اپل شرکتی است که به بهانه‌ هر موفقیتی جشن می‌گیرد‼️ این یکی از سنت‌هایی است که از دوران استیو جابز به جا مانده است، او با ایجاد این سنت، توانست فضایی به شدت مثبت، هیجانی و دوستانه در اپل ایجاد کند، فضایی که در آن همه به شدت برای موفقیت تلاش می‌کنند، زیرا همه با هم برای موفقیت جشن می‌گیرند‼️ مدیران ما هم می توانند با استفاده از این روش موفقیت را به یک عادت پایدار توام با رفتار هیجان انگیز، شوق آور جمعی در سازمان شان تبدیل کنند هر کدام از ما هم می توانیم با استفاده از روش شرطی سازی، موفقیت را در سطح فردی و خانوادگی برای ایجاد رفتارها و عادت های جدید یا جایگزینی و ترک عادت ها و رفتارهای نامناسب به کار گیریم./دکتر مهری کانال ترفند مدیریت t.me/tarfandemodiriat
  10. مدیریت - بهره هوشی بهره هوشی که با واحدی به نام «ضریب هوشی» یا «IQ» مشخص می شود، از پیش‌ نیاز های مدیریت است، زیرا او با حجم و قلمرو وسیعی از اطلاعات و اهداف سر و کار خواهد داشت؛ اما این تنها عاملی نیست که سازمان ها برای مدیران خود نیاز دارند، بلکه چگونگی استفاده از این ضریب هوشی در بزنگاه ها نیز برای مدیر توانمند ضروری است که به این قابلیت «هوش هیجانی» میگویند. دانیل گلمن «Daniel Golman» روانشناس آمریکایی که این مفهوم را مشهور و معروف کرد، ملاک های برتری در هوش هیجانی را این طور عنوان می‌کند: 1-خود آگاهی: آگاهی عاطفی یا آگاهی هیجانی(emotional awareness)،شناخت ویژگی های درونی، اولویت ها، منابع اطلاعات، بیمه و بصیرت. 2- خود تنظیمی: کنترل شخصی (خود کنترلی)، امانت داری، تطبیق پذیری، مدیریت حالات درونی، انگیزه ها و منابع. 3-انگیزش: تعهد، اولویت بندی، نیک اندیشی، خوش‌بینی و تمایلات عاطفی که رسیدن به هدف را آسان می کند یا آن را در مسیر صحیح قرار می‌دهد. 4 -همدلی(empathy): درک و ارتقای دیگران، خدمت گرایی جهت دهی، قدرت نفوذ در دیگران ،آگاهی سیاسی. 5-مهارت های اجتماعی: تاثیر، ارتباط، مدیریت تعارض، رهبری، مدیریت روابط، همکاری. کانال ترفند مدیریت t.me/tarfandemodiriat
  11. مدیریت به زبان ساده(راست کرداری) بازرگان و سرمایه‌دار سرشناس ،وارن بافت، راست کرداری (integrity) در تجارت را در این جمله خلاصه کرده است: «برای به خدمت گرفتن افراد، سه ویژگی را جستجو کنید: راست کرداری، هوش و انرژی؛ و اگر کسی مورد اول را نداشت بدانید که دو مورد بعد حتماً قاتل شما خواهد بود». هر کسی دوست دارد با افراد درست کردار کار کند، مدیر توانمندی که به راست کرداری شهره است، بخت بلندتری برای داشتن نیروهای وفادار دارد و نیکی او الهام بخش ترین سایرین نیز خواهد بود. سال ها طول میکشد تا از راست کرداری کسی اطمینان حاصل شود، اما این در چند ثانیه می‌تواند نابود شود؛ مدیر باید خط مشی صحیح اخلاقی خود را داشته باشد و به چیزی که اعتقاد دارد درست است، عمل کند و نه تحت فشار یا افکار عمومی ناگهان تصمیم بگیرد. ممکن است رها کردن مسئولیت در شرایط مختلف، کاری وسوسه انگیز و راهکاری خودخواهانه برای خروج از بحران باشد؛ اما کسانی که راست کردار نیستند، سرانجام این موقعیت ها را پیدا می کنند. کانال ترفند مدیریت t.me/tarfandemodiriat
  12. تبلیغات موثر و ارزان اگر وب سایت دارید ، تمامی همکاران و آشنایانی را که دارای سایت هستند یافته و از آنها بخواهید آدرس سایت شما را در سایت خودشان قرار دهند، حتی اگر زمیته سایت آنها کاملا متفاوت است. گزارشی کوتاه از شرکت و یا محصول خود تهیه کرده و آنرا به تمامی مجلات و نشریات وابسته به زمینه کاری شما ارسال کنید. شاید یکی از آنها گزارش شما را چاپ کرد! نشریه ای در زمینه کار خود بنویسید و هر هفته برای مشتریان و علاقمندان ایمیل کنید. این نشریه می تواند حتی یک صفحه باشد. سعی کنید در آن مطالبی مفید و آموزنده ارایه دهید. اگر محل مناسبی در اختیار دارید سمینار رایگان برگزار کنید و خبر آنرا به نشریات بدهید. سمینار شما می تواند در گروه های کوچک مثلا ۱۰ نفره باشد. تبلیغات با پست را فراموش نکنید. می توانید نامه ای یک صفحه ای از محصول خود تهیه کرده و آنرا به ۱۰۰۰ نفر ارسال کنید. آدرسها را از کتابهای اول و دوم بیابید. بروشور تبلیغاتی چاپ کرده و آنرا در شرکتها و اماکن اطراف محل کار خود توزیع نمایید. و برای مشتریان خدمات ویژه ای مانند تحویل رایگان در نظر بگیرید. آنها به محل کار شما نزدیک اند بنابرین تحویل هزینه زیادی نخواهد داشت.
  13. یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای افزایش سریع فروش، استفاده از تبلیغاتی است که مخاطب را ترغیب می‌کند تا با شما تماس گرفته و محصولات یا خدمات شما را سفارش دهد. عنوان مهم‌ترین بخش یک تبلیغ چاپی و همینطور تبلیغات آنلاین به‌شمار می‌رود و برای موفقیت تبلیغ حیاتی است. ۹۵ درصد افراد فقط عنوان‌ها را می‌خوانند و اگر عنوان به اندازه کافی جذاب باشد، مطلب را می‌خوانند. وقتی روزنامه می‌خوانید، چه چیزی شما را به خواندن مقاله‌ای خاص ترغیب می‌کند؟ بله عنوان مقاله. در حقیقت خواندن روزنامه بررسی عناوین است و هرگاه به عنوان جالبی برسید، متن آن ‌را می‌خوانید. هرگاه عنوانی به ذهنتان رسید با بررسی ۱۰ معیار زیر می‌توانید تشخیص دهید که آیا عنوان موردنظر مناسب است یا خیر. عنوان مناسب عنوانی است که حداقل چند مورد از ده مورد زیر در آن رعایت شده باشد. ده معیار برای تشخیص مناسب بودن عنوان ۱. آیا عنوان بزرگ‌ترین مشکل، نگرانی یا آرزوی مشتری را مورد هدف قرار داده است؟ عنوان نباید خسته‌کننده، کلیشه‌ای، گیج‌کننده یا خود‌محور باشد. یکی از نامناسب‌ترین عناوین، نوشتن نام شرکت یا کسب‌و‌کار به‌جای عنوان است. به‌یاد داشته باشید که هدف اصلی عنوان ایجاد جلب‌توجه است تا مخاطب را به خواندن ادامه تبلیغ ترغیب کند. اغلب آگهی‌های مجله‌ها نام کسب‌و‌کار خود را در محل عنوان قرار می‌دهند و درصد بالایی از خوانندگان را از دست می‌دهند. در بررسی که بر ۳۰۰ آگهی مجله‌های ایرانی انجام دادم، مشخص شد که در ۷۱ درصد آگهی‌های مجله‌های ایرانی، به‌جای عنوان نام کسب‌و‌کار نوشته شده است. ۲. آیا از عناوین ابهام‌برانگیز، خنده‌دار و با مزه استفاده می‌کنید؟ اگر این‌طور است، عنوان را عوض کنید. بسیاری از مردم فکر می‌کنند تبلیغات خوب باید مردم را بخنداند و یا هوشمندی طراح آن ‌را به نمایش بگذارد. تبلیغات رادیویی عملا به لطیفه‌های بیمزه تبدیل شده‌اند. عناوینی مانند «زنگ‌ها چه کسی را صدا می‌کنند؟» شاید جالب باشد، اما باعث فروش بیشتر نمی‌شود. عنوانی باعث فروش می‌شود که احساسات افراد را برانگیزاند و در آن‌ها انتظار دستیابی به محصول را ایجاد کند. یادتان نرود، هدف از تبلیغات فروش بیشتر است. عنوانی مانند «گامی دیگر در ارتقای صنعت» از عناوین نامناسب و مبهم است. ۳. آیا عنوان از واژه‌های قدرتمند استفاده می‌کند؟ واژه‌های قدرتمند باعث افزایش فروش می‌شوند. سعی کنید حداقل یک واژه قدرتمند در عنوان خود استفاده کنید. واژه‌های قدرتمند باعث جلب‌توجه می‌شوند و احتمال خوانده شدن آگهی و همچنین فروش را افزایش می‌دهند. ۴. آیا عنوان مشتری را مخاطب ساخته است یا بسیار کلی است؟ سعی کنید با عنوان بازار هدف موردنظر خود را جدا کنید، همان‌طور که در یک جمعیت با صدا زدن دوست خود، او را از دیگران جدا می‌کنید. در خواننده این احساس را ایجاد کنید که تبلیغ دقیقا برای او نوشته شده است. به‌عنوان مثال: چگونه هر مرد ۵۰ تا ۶۵ ساله می‌تواند از این روش جدید برای بهبود کمردرد خود استفاده کند؟ عنوانی مانند «یک فرصت استثنایی» بسیار کلی است و گروه خاصی را مورد هدف قرار نمی‌دهد. ۵. آیا شکل‌بندی عنوان مناسب است؟ منظور از شکل‌بندی همان ظاهر گرافیکی عنوان است. از فونت‌های بزرگ استفاده کنید و سعی کنید عنوان یک خط را پر کند. از رنگ‌های معکوس استفاده نکنید. متن سفید را بر زمینه مشکی قرار ندهید. البته، بسیاری از سازندگان تبلیغات برای جلب‌توجه این‌کار را انجام می‌دهند، اما سال‌ها بررسی نشان داده که این‌کار میزان پاسخ به آگهی را کمتر می‌کند. ۶. آیا عنوان علایق شخصی خواننده را تحریک می‌کند؟ تمام چیزی که خواننده به آن فکر می‌کند آن است که آگهی چه سودی برایش دارد. خوانندگان به سابقه کاری، نام شرکت شما و چیزهای دیگر اهمیت نمی‌دهند، مگر آن‌که احساس کنند در تبلیغ شما سودی برای آن‌ها وجود دارد. آن‌ها می‌خواهند بدانند که اگر محصول شما را بخرند چه چیزی را به‌دست می‌آورند. مردم به‌دنبال علایق، عشق، غرور، تحسین و زیبایی هستند. یکی از این موارد را مورد هدف قرار دهید. ۷. آیا عنوان کاملا واضح و شفاف است؟ اگر از عناوین گیج‌کننده و ابهام‌برانگیز استفاده کنید، بخشی از خوانندگان را از دست خواهید داد. عنوان باید به ‌سادگی و به ‌راحتی خواننده را به ادامه آگهی هدایت کند و جای حدس و گمان باقی نگذارد. به‌عنوان مثال، عنوان «یک لحظه استثنایی» مشخص نمی‌کند آگهی در مورد چیست. این آگهی یک عطر بود که در مجله‌ای چاپ شده بود. البته هدف این تبلیغ افزایش فروش نبود، بلکه برندسازی موردنظر سازنده بود. ۸. آیا عنوان ویژه و دقیق است؟ دقیق بودن عنوان باعث اعتبار آن می‌شود. مردم آنقدر دروغ شنیده‌اند که به تبلیغات کاملا بدبین هستند و ادعایی جدید را به‌سختی باور می‌کنند. فردی به‌نام ست گادین کتابی با نام «تمامی بازاریابان دروغگو هستند» نوشته است و در آن توضیح می‌دهد که پیش‌فرض بسیاری از خریداران آن است که فروشنده دروغگو است. اگر به کلی‌گویی و ادعاهای بزرگ بپردازیم، به خریدار کمک می‌کنیم تا از خرید انصراف شود. ۹. آیا برای تهیه عنوان وقت کافی اختصاص داده‌اید؟ معمولا انتخاب عنوان به وقت زیادی نیاز دارد و به اندازه تمامی بخش‌های دیگر آگهی اهمیت دارد. بسیاری از سازندگان تبلیغات خود را مقید می‌سازند که مثلا حداقل ۱۰۰ عنوان بنویسند و سپس یکی از آنها را انتخاب کنند. یادتان باشد اگر عنوان مناسب نباشد، فرقی نمی‌کند بقیه آگهی چگونه باشد. ۱۰. آیا عنوان باورکردنی است؟ ادعاهایی که خواننده را عصبی می‌کند، باعث از بین رفتن فروش می‌شود. شخصی ادعا داشت می‌تواند درآمد هر حسابدار را در مدت سی روز سه برابر کند. این ادعا باورکردنی نیست. اگر ادعاهایی این چنین دارید، آن ‌را در عنوان جای ندهید، بلکه در بخش نظرات مشتریان بنویسید. ۱۶ راه برای ساخت عناوین جذاب ۱. سرعت دستیابی به نتیجه را با آمار و ارقام بیان کنید برای مردم سرعت اهمیت زیادی دارد، در خریدهای پستی مردم ترجیح می‌دهند از فردی خرید کنند که کالا را زودتر به‌دستشان می‌رساند. همچنین دوست دارند با استفاده از محصول، در کمترین زمان به نتیجه موردنظر برسند. اگر بهترین قرص‌های لاغری را بفروشید، اما زمان تاثیر آن‌ها یک سال باشد، به احتمال زیاد شکست خواهید خورد. مثالی از عنوان مناسب: «ببینید چگونه دکتر فرضی ترس از ارتفاع شما را در پانزده دقیقه درمان می‌کند.» ۲. میزان نتایج را با عدد بیان کنید در عنوان، از مقادیر نامفهوم مانند خیلی، به مقدار قابل‌توجه، سریع و … استفاده نکنید مگر آن‌که آن‌ها را با مقداری واقعی همراه سازید. مثال: روشی برای لاغری سریع، در شش هفته گذشته، هشت کیلو وزن کم کردم. ۳. نتایج خود را با نتایج رقبا مقایسه کنید مثال: یک سایت معمولی در ماه به‌طور متوسط ۴۸ هزارتومان درآمد کسب می‌کند. درآمد اعضای سایت ما، ۲۳۰هزار تومان در ماه است. آیا می‌خواهید دلیل آن‌را بدانید؟ ۴. به‌تصویر کشیدن نتیجه مثال: من روش‌های بازاریابی مختلفی را امتحان کردم و نتیجه‌ای نگرفتم، تا سرانجام این روش را امتحان کردم، در هفته اول ۳۲۰ هزار تومان سود کردم. ۵. نتایج را با افراد آشنا و سرشناس مرتبط سازید تاثیر جمع و افراد سرشناس بر تصمیم‌گیری‌های خرید غیرقابل‌انکار است. شما اگر بدانید تمامی دوستان شما از ژل موی خاصی استفاده می‌کنند، ترغیب می‌شوید همان خرید را انجام دهید. مثال: وقتی دریافتم هنرپیشه معروف از ژل موی … استفاده می‌کند، نظرم کاملا عوض شد. ۶. نتیجه را به سوال تبدیل کنید مثال: آیا می‌خواهید در سه ماه به مکالمه با افراد انگلیسی زبان بپردازید؟ ۷. اطلاعات مفیدی را برای دستیابی به نتایج بیان کنید دادن اطلاعات رایگان و با ارزش از بهترین روش‌ها برای جذب مخاطب است. مثال: دانلود کتاب الکترونیکی رایگان هفت قدم برای رسیدن به وزن ایده‌آل. ۸. داستانی از موفقیت شخصی بگویید مغز انسان اغلب اطلاعات را بصورت تصویر و داستان ذخیره می‌کند. برای همین است که مردم علاقه فراوانی به داستان دارند و بسیاری از مطالب آموزشی در قالب داستان ارائه می‌شود. مثال: چگونه توانستم در کمتر از یک ماه هزار جلد از کتابم را بفروشم. ۹. نتیجه را به‌صورت قبل از… و بعد از… بیان کنید مثال: قبل از استفاده از دستگاه بدن‌سازی انواع رژیم‌ها را امتحان کردم، اما بعد از آن با تلاشی کمتر به وزن مناسب رسیدم و توانستم در یک ماه ۵ کیلو وزن کم کنم. ۱۰. بر جدید بودن تاکید کنید مردم به‌دنبال چیزهای قدیمی و تکراری نیستند. آن‌ها به‌دنبال موارد جدید هستند. برای واضح‌تر شدن مطلب لطفا این دو عنوان را باهم مقایسه کنید: ۱. روشی برای افزایش حافظه در ۳ روز ۲. روشی کاملا جدید برای افزایش حافظه در ۳ روز تاثیر عنوان دوم بسیار بیشتر از عنوان اول است، زیرا در عنوان دوم بر جدید بودن تاکید شده است. ۱۱. بر پیشنهاد فروش منحصر به فردتان تاکید کنید مثال: دوره آموزش شنا، در سه هفته با فیلم آموزشی رایگان ۱۲. مشتری را به مبارزه بطلبید مثال: من با روش‌های قانونی توانستم مالیات خود را به نصف کاهش دهم، شما چطور؟ ۱۳. طرز فکر مشتری را زیر سؤال ببرید البته این روش همیشه کارساز نیست و باید با احتیاط استفاده شود، زیرا مردم معمولا علاقه‌ای به تغییر دیدگاه خود درباره یک محصول ندارند. مثال: مشکل بسیاری از کارآفرینان نداشتن سرمایه نیست، بلکه نداشتن پشتکار کافی است. ۱۴. به خواننده هشدار دهید خانم مایا بوردو در پنجمین کنفرانس بازاریابی سخنرانی داشتند و در تحقیقاتی که بر تبلیغات عدم استفاده از دخانیات انجام داده بودند مشخص شده بود که هشدار تاثیر بسیار قوی‌تری نسبت به ترغیب و تشویق دارد. ولی این‌گونه تبلیغات معمولا اثرگذاری کوتاه‌مدتی دارند و خیلی زود برای مخاطبان عادی می‌شوند. مثال: با تبلیغات نادرست، پول خود را دور نریزید. ۱۵. واقعیتی حیرت‌آور ذکر کنید و آن‌را به سود تبدیل کنید مثال۱: یک عروسک هزار تومانی با قیمت هفتادهزار تومان به‌فروش رسید. مثال۲: میز کارم را مرتب کردم، روزی ۴۵ دقیقه وقت بیشتر داشتم! ۱۶. یک سوال چندگزینه‌ای مطرح کنید مردم علاقه فراوانی به سوالات چندگزینه‌ای و حل مساله، جدول و موارد مشابه دارند. بنابراین اگر در عنوان از این موارد استفاده کنید معمولا جذابیت تبلیغ بیشتر می‌شود و توجه را به‌خود جلب می‌کند. مثال: آیا شما هم در خرید خانه این اشتباهات را تکرار می‌کنید؟ منابع : modiresabz
  14. 1 – پول نداریم. وقتی که پول نداریم، دقیقا با چه چیزی باید کار کنیم؟ وقتی می خواهیم کارگاهی را احداث یا شرکتی را تاسیس کنیم، باید روی هوا ساختمانش را بسازیم؟ پول که نباشد، نمی توان هیچ کاری کرد. 2 – طرح داریم، می خواهیم از بانک ها پول بگیریم، اما برای وام دادن حسابی ما را اذیت می کنند. ضامن می خواهند و امروز و فردا می کنند و هزار تا بامبول دیگر درمی آورند. با این شرایط، همان بهتر که کاری نکنیم. 3 – پارتی به اندازه کافی نداریم که سفارش ما را به دیگران بکند و کارمان را راه بیندازند. نه می توانیم مجوز بگیریم، نه می توانیم کارهای اداری مان را پیش ببریم و... پارتی که نباشد، همه چیز روی هواست. 4 – مثلا چه کاری باید انجام بدهیم؟ همه تولیدی ها دارند می نالند و همه کسانی که کاری را شروع کرده اند، از نبود امکانات و تحریم های ریز و درشت و... آهشان به هوا برخاسته است. وقتی کارکشته های بازار دارند می نالند، ما برویم این وسط و چه کاری را راه بیندازیم؟ طرح از کجا بیاوریم؟ 5 – رقبای ما از شرکت های دولتی بوده و از رانت های اطلاعاتی، مالی و حمایتی برخوردارند. وقتی که آنها از چنین رانت هایی برخوردارند، ما باید چه قیمت هایی بدهیم و چه کارهایی بکنیم که بتوانیم از پس این رقابت برآییم؟ 6 – با این وضعیت تحریم ها، دیگر نمی توانیم روی صادرات و واردات حساب باز کنیم و وقتی هم که نتوانیم مواد اولیه وارد و محصولات خودمان را صادر کنیم، از کجا پول بیاوریم و به کارمان ادامه بدهیم؟ 7 – این چینی ها، پدر بازار را درآورده اند. توی هر حوزه ای که بخواهیم وارد بشویم، چینی ها حضور داشته و با قیمت های زیر بازار، توان رقابت را از ما گرفته اند. در مقابلشان هم نمی توان هیچ کاری کرد. 8 – قوانین تجاری و اقتصادی کشور، ماه به ماه و سال به سال و حتی گاهی هفته به هفته در حال عوض شدن است. چیزی که تا دیروز ارزش اقتصادی حساب می شد، ممکن است ماه بعد، یک تهدید اقتصادی برای دارنده اش محسوب شود. واقعا با این قانونگذاری های سیال و ماه به ماه، نمی شود روی چیزی حساب باز کرد. 9 – هزینه زندگی بالاست. هزینه سوخت و ساختمان و اجاره بالاست. هزینه نیروی کار در ایران بالاست. مالیات و عوارض و... را هم حساب کنید. مشتری ها هم که همه اش دنبال قیمت ارزان تر هستند. واقعا نمی شود کاری کرد. تازه، ممکن است پولمان را هم بخورند و یک لیوان آب هم رویش. 10 – شما هم دل خوشی دارید ها! وضع را نمی بینید؟ اصلا هیچ دلیلی برای پولدارشدن نیست، خیلی متوهم هستید و همیشه فضایی صحبت می کنید و... و تنها یک دلیل برای پولدارشدن در ایران امروز شما در کنار دریایی هستید که می توانیم اسمش را اقتصاد امروز ایران بگذاریم. این دریا، بسیار بزرگ است و حتی امکان دارد وسط آن، گم شوید. این دریا، یا آرام و آفتابی است، یا ابری بوده و احتمال توفانی بودنش می رود، دریا واقعا توفانی است و موج های بزرگی دارد و اصلا نمی شود واردش شد و خیلی خطرناک است و... جز این است؟ در مرحله اول، شما کاملا واقعی نگاه می کنید و می فهمید که این دریای اقتصاد، در چه وضعی است. این کار را که می توانید انجام بدهید، نمی توانید؟ ساده تر از این کار هم وجود دارد دارد؟ هرکسی درباره اقتصاد ایران، حرف هایی برای گفتن دارد. شما می توانید با یک مشاور اقتصادی گپ زده و یکی، دو روزنامه یا سایت تخصصی اقتصادی را دنبال کنید تا بفهمید که وضع به چه منوال است. کمی هم هواشناسی یاد بگیرید. شما ساده ترین کارها را هم باید اول یاد بگیرید و تمرین کنید، تا بعد انجامش بدهید، درباره اقتصاد نمی خواهید این روش را به کار ببرید؟ از روی ابرها و نوع امواج و... می توان توفان را پیش بینی کرد. از روی طرح ها و برنامه ها و اتفاقات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی هم، می توان هوای آینده اقتصاد را پیش بینی کرد. واقعا کار سختی نیست. بعد از شناسایی وضع موجود، به یکی از چند نتیجه ای که ذکر کرده ایم، می رسید، جز این است؟ اگر هوای اقتصادی ایران، یا هر جای دیگر، صاف و آفتابی بود، به شنا رفته، از سواحل این دریا لذت برده و کلی صفا کنید، به اعماق آب رفته و ماهی و مروارید صید کنید. اگر هوای اقتصادی ایران، یا هر جای دیگر، ابری بوده و احتمال توفانی بودنش می رود، زیاد جلو نروید، کاملا مجهز باشید و تا نشانه های توفان پیدا شد، سریع به سمت ساحل برگردید. اگر هم در مرحله سوم بودید و توفانی پیش رویتان مشاهده کردید، یا از ناخدای کارکشته ای استفاده کنید، یا با کشتی محکم و قابل اطمینانی به دریا بروید یا کنار ساحل و در خانه گرم و نرمتان، منتظر بمانید که توفان، تمام بشود. مهم، این است که همه چیز را بدانید و برایش برنامه ریزی کنید؛ مهم این است که قدرت پیش بینی داشته باشید و این اتفاق، فقط در سایه آگاهی، شدنی است. کسانی که آگاهی اقتصادی ندارند، به راحتی در آستانه یک توفان، به دریا رفته و غرق می شوند. یا اینکه اصلا نمی دانند چه اتفاقی خواهد افتاد و در نتیجه، هیچ گاه به دریا نمی روند و دستاوردی هم به دست نخواهند آورد. این چیزی که نوشتم، خیلی فضایی است؟ البته برای کسانی که تخصص در کار ندارند، کار متخصصان، نوعی جادوگری است؛ در حالی که برای خود این متخصصان و آگاهان، یک کار کاملا معمولی و روزمره است؛ درست مثل نفس کشیدن.
  15. اگر قصد دارید فعالیت جدیدی را در دنیای تجارت آغاز کنید، من از این تصمیم حمایت می کنم. اما آیا برنامه ای مشخص برای این کار در نظر گرفته اید؟ منظورم یک" برنامه" با حرف "ب" بزرگ و برجسته است. در غیر این صورت اقدام شما چیزی جز خیال پردازی بیهوده نخواهد بود. باور کنید مساله را بیش از حد بزرگ نمی کنم. برنامه و طرح تجاری شما بانک ها و سازمان های گوناگون را وادار می کند به شما وام پرداخت کنند. درواقع با تنظیم راه کارهای مناسب موفقیت شرکت خود را تضمین می کنید و مطابق برنامه ای مشخص گام برمی دارید. اگر با هزینه ای اندک شرکت خود را راه انداخته اید، به بسیاری ازاین رهنمودها نیازی ندارید. اما در هر صورت باید برنامه ای طراحی کنید که خطوط کلی اهداف، هزینه هایاحتمالی، روش های بازاریابی و راه های گریز از مشکلات فرضی را در بر داشته باشد.این برنامه نقشه‌ عبور موفق یا انحراف از جاده در فعالیت شغلی است. در ادامه 9 روش سودمند برای تضمین موفقیت در این راه به شما پیش نهاد می کنم: 1. تهیه خلاصه ای دقیق از اهداف مورد نظر شغلی. این خلاصه روند فعالیت شغلی شما را به اطلاع موسسات مالی و اعتباری می رساند و در واقع مهم ترین معرف شما به این مراکز است. اگر نتوانید اهمیت شغل خود را به مامور مربوطه بقبولانید کاری از پیش نمی برید. این برنامه هم چنین ابزار ارتباطی کارکنان و مشتریان احتمالی شما به عنوان پشتیبان فعالیت های شما است. 2. تاریخچه ی مختصر شرکت. تاریخچه فعالیت و نحوه پیدایش شرکت را به وضوح توضیح دهید. 3. اهداف شرکت.در چند پاراگراف کوچک اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را بیان کنید: فکر می کنید درچه مدت به رشد نهایی مورد نظر خود برسید؟ مشتریان احتمالی شما چه کسانی هستند؟ 4. بیوگرافی تیم مدیریت. در این مرحله باید نام و سوابق گروه مدیریت و مسئولیت های این افراد را در دسترس و اطلاع عموم قرار دهید. 5. خدمات یا تولیدات احتمالی مورد نظر شرکت. در این بخش باید به بررسی تفاوت های تولیدات شما با محصولات موجود در بازار بپردازید. 6. پاسخ بازار با تولیدات یا خدمات شرکت. به خاطر داشته باشید که شما باید موسسات مالی، کارکنان و دیگران را قانع کنید که بازار تولیدات شما رشدی فراوان خواهد داشت. برای این کار باید تحقیق کنید. اگر شرکت کوچکی را اداره می کنید باید میزان استقبال مشتریان را در شعاع بی نهایت برآورد کنید. اگر شرکت شما خدمات روی خط ارایه می کند یا شیوه تجارت کهن را با این روش درآمیخته است، باید با تبلیغ مناسب، میزان تقاضا را افزایش دهید. یک گزارش تحقیقاتی از موسسه تحقیق فورستر هزاران دلار هزینه در بر دارد. با این حال شما می توانید اطلاعات ابتدایی و پایه ای را از موتورهای جستجو و دایرکتوری ها به دست آورید. 7. برنامه ای مشخص برای بازاریابی. آیا شما چگونه حضور خود را در عرصه تجارت به اطلاع جهان تجارت می رسانید؟ آیا فقط به روش بازاریابی دهان به دهان اکتفا می کنید؟(من این روش را توصیه نمی کنم مگر آن‌که به اندازه کافی مشهور باشید) آیا در روزنامه، تلویزیون یا صفحات وب تبلیغ می کنید؟( یا در هر سه رسانه). آیا از ابزارهای بازاریابی الکترونیکی برای عضویت شرکت خود در موتورهای جستجو استفاده می کنید؟ هم چنین شما باید از همین ابتدا مشخص کنید که چه میزان بودجه برای این بخش در نظر گرفته شده است؟ 8. پیش بینی 3 یا 5 ساله وضعیت مالی شرکت. این بخش در واقع برآورد مالی چند ساله و روش تحقق این پیش بینی ها است. هم چنین باید میزان وام مورد نیاز شرکت را در این قسمت ذکر کنید. صحت این برآورد موفقیت یا شکست مالی شرکت را تعیین می کند. اگر در انتخاب الگوی مناسب مالی شرکت دچار تردید هستید می توانید از کارشناسان امور مالی کمک بگیرید. این کار ارزش هزینه کردن را دارد. 9. تنظیم برنامه ای برای گریز از خطرات احتمالی. تمام شرکت های بزرگ و موفق روش هایی برای اجتناب از وضعیت خطر و نجات از آن در نظر می گیرند. در این بخش باید رشد درآمد، بازدهی، موفقیت و عدم موفقیت در بازار را در نظر بگیرید.
  16. شروع یک تجارت

    می خواهم تجارتی را شروع کنم اما ..... آیا این جمله شما را توصیف می کند ؟ چه عاملی شما را از عقب برگشتن جلوگیری می کند ؟ وقتی که از اکثر افراد می پرسیم که چرا اقدام به شروع یک تجارت نمی کنند آنها با عبارتهای مختلفی که در یک جمله خلاصه می شود می گویند: از شکست می ترسم .. می ترسم از وضعیت کنونی که دارم پایین بیایم. می خواهیم یک تجارت را شروع کنیم ،اما آیا مشتریانی اصلا" پیدا می شود ، که کالایی را که ما آنرا تولید می‌کنیم را بخرند ؟ یا می گویند من می خواهم یک تجارت را آغاز کنم اما آیا من می توانم اصلا" بازاریابی برای کالاهای تولید شده بکنم یا خیر ؟ یا عباراتی چون : اگر تجارت را شروع کنم اصلا" پولی برای امرار معاش روزانه ام می ماند یا خیر ؟ ببینید اگر دقیقا" توجه کنید . مانع شروع تجارت دقیقا" محصول یا فروش یا پول نیست بلکه ترس است . مقدمه ترس بعضی مواقع خوب است و باعث می شود که شما را از صدمه خوردن از بعضی عوامل باز دارد مثلا" اینکه شما از یک سگی که در مسیرتان ایستاده بترسید یا اینکه از افتادن از آبشار نیاگارا بترسید . این نوع ترس مثبت است .اما ترس از شروع تجارت همواره مثبت نیست . چگونه می شود بر این ترس غالب شد و اقدام به شروع تجارت کنید شما باید این دو قدم را بردارید: ▪ گام اول : موفقیت را فراهم کنید . ▪ گام دوم : نگرش خود را به شکست تغییر دهید. گام اول:موفقیت را فراهم کنید اولین قدم برای اینکه چگونه موفقیت را فراهم کنید . این است که بدانید چگونه می توانید موفقیت را فراهم کنید؟ شما معمولا" و به طور وضوح می دانید چگونه شکست بخورید . مثلا" اینکه اصلا" هیچ کاری را انجام ندهید یا اینکه کارهای نا مربوط انجام دهید . اما چگونه می توان موفق شد ؟ این کاررا می توانید با پیدا کردن اینکه دقیقا" چه عواملی می تواند در موفقیت شما دخیل باشد . و یا چه عواملی می تواند موفقیت شما را رقم زند؟ مطرح می شود . اجازه بدهید این قسمت را با یک مثال عملی شروع کنیم: مثلا":فرض کنیم که ما می خواهیم یک تجارت کوچکی شروع کنیم و به کار فروش صابونهای گیاهی و لوازم بهداشتی مشغول شویم . برای موفقیت در این تجارت ما باید حایز ۳شرط زیر باشیم . ۱) افراد و مشتریان کافی که بخواهند لوازم بهداشتی تولیدی شرکت ما را بخرند . ۲) محصول تولیدی شرکت ما که دارای یک قیمت رقابتی در مقابل تولیدات شرکت های مشابه تولید ما باشد . ۳) یک روشی که بتوان این دو را به هم ربط دهد؛ یعنی مردم و محصول تولیدی ما را . بنا براین اینها یکسری نیازهای اساسی هستند . که در ابتدای شروع یک تجارت باید مورد بررسی قرار گیرد، که چگونه به این ۳ موررد برسیم . یکی دیگر از این گامها که در اینجا مهم این است که، یک طرح تجاری بنویسیم . یک طرح تجاری باعث خواهد شد . که شما به عنوان یک شخص افتتاح کننده ، اولیتها را بدانید و از دوباره کاریها و اضافه کاریها که ممکن است در حین شروع تجارت با آنها مواجه شوید جلوگیری به عمل آید . و شروع کار با یک طرح تجاری باعث شود شکافهایی که در طی مسیر شروع تجارت ایجاد شود را در ابتدا پر کنید و جزئیات کارهایی که باید برای شروع و ادامه تجارت انجام شود را بنویسید و به کار گیرید. و همچنین مسیرهای بحرانی را در شروع و ادامه راه را بدانید و تمرکز خود را در تجارت بیشتر کنید . گام دوم : نگرش خود را برای شکست تغییر دهید چرا از شکست می ترسید؟ بیشتر مردم به دو دلیل از شکست می ترسند این دو دلیل عبارتند از : ۱) شکست باعث می شود که یک فرد بد تلقی شوید یا به عنوان یک بازنده که دیگران به شما نگاه می کنند . ۲) می ترسند که تمام پول خود را از دست دهند . البته هر دوی اینها درک نادرست است . شکست ژن و شخصیت شما راعوض نمی کند ، و باعث می شود که گاها" یک دید منفی توسط بعضی افراد دیگر ایجاد شود که اگر شکست بخورید بازنده اید ؟ در صورتیکه شکست به خودی خود بد نیست . فقط زمانی که شما به خودتان اجازه شکست بدهید شکست خورده اید و الا خیر . پس هرگز به خودتان اجازه ندهید که شکست بخورید. زیرا اولین قدم در شکست را خودتان برمی دارید . شما مطمئن باشید که هرگز تمام پولتان را کلا" هدر نخواهید داد. اصلا" چقدر مهم است که شما شکست بخورید ؟ جواب این سوال به نگرش شما بر می گردد . به نظر بعضی ها اگر شکست هم بخورید؛ تجربه ای که آن از آن حاصل می شود ارزش خیلی بیشتری دارد . شکست شاید نا پسند باشد . اما ویرانگر نیست ، باعث می شود . تجارب مفیدی حاصل شود . در واقع شکست یک فرصت است . یک فرصتی که برای ما یک چیزبا ارزش را برای ما به ارمغان می آورد . اینکه شما شکست را یک فرصت تلقی کنید برمی گردد به اینکه شما، رویکرد خود را به شکست تغییر دهید و آن را فرصت بنامید . نتیجه گیری اگر شما یک تجارت را شروع کنید ، باعث می شود که تجارب ارزنده ای را دراین راه به دست آورید و بر اندوخته های قبلی خود اضافه کنید . هرگز اجازه ندهید که ترس از شروع باعث شود که شما فرصت جمع آوری اندوخته ها و تجربیات را از دست بدهید . حتی اگر به نظر بعضی ها، شما در تجارت شکست هم بخورید، این شکست باعث خواهد شد که تجارب جدیدی را بیاموزید که در شروع های بعدی برایتان بهتر و مفید خواهد بود پس هرگز این را فراموش نکنید و تا می توانید زودتر به شروع اقدام کنید.
  17. شروع یک تجارت

    ● مقدمه : همان طوری که درچکیده مطلب اشاره گردید در این مقاله ما قصد داریم که ۱۰ ویژگی کلیدی و قابل اجرا که خیلی ساده و راحت قابل انجام هستند را برایتان بیان کنیم تا بنای فعالیت خود، که همان شروع تجارت است را قوت بخشیده و بهتر بتوانید در بازار رقابت از رقبا به طرز سالم پیشی بگیرید، و یکه تاز بازار رقابت سالم باشید. ● ۱۰ عملکرد مهم و کاربردی برای شروع یک تجارت موفق. ۱) آن چیزی را که به آن علاقه دارید انجام دهید . شما برای شروع و ادامه یک تجارت تمام وقت و انرژی خود را صرف آن رشته می کنید، بنابراین شما باید کاری را شروع کنید که واقعا" به آن علاقه مندید زیرا اگربه کاری که هیچ علاقه ای به آن ندارید دست بزنید، بعداز مدتی از آن خسته خواهید شد و دست از کار خواهید کشید . بنابراین آن مدتی نیز که صرف آن تجارت یا کار کرده اید، به هدرخواهید داد . اما اگر کاری را که به آن علاقه دارید آغاز کنید اگر در آن کار نیزهرچقدر جلو تر روید با انگیزه تر خواهید شد و پیشرفت های زیادی خواهید کرد . پس آن کار را که واقعا" از ته دل می خواهید، انجام دهید . تا به پیشرفت های مالی و موقعیتی برسید . ۲) وقتی که کارمندید، شروع به تجارت کنید . البته این به این معنی نیست که شما برای تجارت باید استخدام باشید . و اگر استخدام نباشید نمی توانید شروع به تجارت کنید . این بدین معنی است که برای شروع تجارت باید یک تکیه گاه مالی داشته باشید و بعداز آن اقدام کنید . این طور نباشد که اصلا" پول نداشته باشید . و در این حین به یک کار تجاری خیلی بزرگ اقدام نمایید . پس حتما" برای شروع یک تجارت که منجر به موفقیت شود شما نیازمند یک پشتوانه مالی هستید تا شما را در آغاز ودر طول مدت تجارت ساپورت و حمایت نماید . ۳) تنهایی انجام ندهید . شما حتما" به یک حمایت کننده که ممکن است یک فرد یا یک تیم یا یک گروه باشد نیاز خواهید داشت . البته فقط در آغاز نیست بلکه در طول مدت تجارت نیز نیازمند خواهید بود اما برای شروع بیشتر نیازمندید یک دوست صمیمی یا یکی از اعضای فامیل یا خانواده که بتوان به راحتی و بدون دغدغه در مورد امور تجارت با او صحبت کرد و او هم با دلسوزی به حرفهای شما گوش کند و شما را آرام نماید خیلی بهتر می تواند در رفع استرسها و فشارهای آغازین تجارت موفق موثر واقع شود . پس یک دوست صمیمی و واقعی را هیچ وقت از دست ندهید . اگر هم ممکن باشد او را به استخدام شرکت خود در آورید . ۴) مشتریاتنتان را قبلا" پیدا کنید . قبل از اینکه تجارتتان را آغاز کنید حتما" مشتریان را پیدا کنید . این طور نباشد که با خود فکر کنید که اول باید شرکت را تاسیس کنیم و فعالیت آن را شروع کنیم ، . بعد اقدام به جذب مشتری کنیم بلکه باید سعی شود مشتری را در هر حالت جذب کرد حتی اگر قبل از تاسیس باشد . زیرا که سیستم تجارت شما وابستگی تام و تمام به مشتری دارد و خواهد داشت . پس جزء جدا نشدنی تجارت خود (مشتری) را از دست ندهید آگهی های متفاوت و متنوع به شبکه های مختلف مثل اینترنت بدهید. همیشه انتظار نداشته باشید که به این زودی مشتری یا بی خواهید کرد ، شاید گاها" خیلی زمان بر باشد . ۵) طرح تجاری برای خود بنویسید. طرح تجاری باعث خواهد شد که شما تمامی مراحل تجاری خود را روی کاغذ بیاورید و از دوباره کاری ها و هدر دادن وقت و زمان خود جلوگیری خواهید کرد. اولین فایده یک طرح تجاری این است که شما را به یک تجارتی که به موفقیت ختم می شود رهنمود می سازد ۶) تحقیق کنید . شما برای شروع یک تجارت از هر کس که می تواند شما را یاری کند پرس و جو کنید تا یک تجارت موفق را بنا نهید . و قدم در بازار تجارت بگذارید اما این فقط شروع کار است و نقش تحقیق گر را به شما می دهد . در حالیکه شما باید در صنعت و حرفه ای که می خواهید به آن پا گذارید باید حرفه ای و کارشناس باشید به همین دلیل خود را در حرفه ای که می خواهید شروع کنید، حرفه ای کنید . مثلا" با عضو شدن در انجمنهای تخصصی رشته خود یا عضویت در ماهنامه ها و سایتهای مرتبط . ۷) از افراد حرفه ای کمک بگیرید . اگر شما یک شرکت تجاری کوچک را مدیریت می کنید و در آن موفق هستید به شما تبریک می گوییم اما حتما" به یاد داشته باشید که نباید فکر کنید چون یک شرکت کوچک را می توانید به طور فردی و تنها مدیریت کنید پس حتما" یک شرکت بزرگ را نیز به تنهایی می توانید مدیریت کنید . شما در یک شرکت بزرگ ،افراد متخصصص و حرفه ای، مثلا" یک حسابدار ، بایگان ، وکیل ، و.... نیاز دارید . که یک سری حرفه های تخصصی هستند و شاید شما در این حرفه ها مهارت و تخصص لازم را ندارید پس هیچوقت سعی نکنید که به تنهایی همه این کارها را انجام دهید . زیرا هم زمان بر است و هم ممکن است کیفیت لازم را نداشته باشد . پس حتما" از سایر افراد متخصص و مجرب استفاده کنید تا در مدیریت شرکتهای بزرگ نیز موفق تر عمل کنید . ۸) پول پس انداز کنید . برای شروع یک تجارت که منجر به موفقیت شود ، شما باید پول پس اندازداشته باشید . نکته مهمتر اینکه شما برای شروع یک تجارت باید قبل از شروع، پول کافی داشته باشید، نه اینکه تجارت را شروع کنید و بعد به بانک در خواست وام دهید . پس سعی کنید پول مورد نیاز خود را اول تهیه کنید و بعد ا" به شروع اقدام کنید، تا در وسط فعالیت تجارت یا حتی در ابتدای آن دچار ضعف و شکست نشوید . این نکته خیلی مهم است . دلیل اکثرافراد ی که شروع به تجارت می کنند اما بعد از مدتی شکست می خورند نیز همین مورد است . ۹) حرفه ای عمل کنید . تمام افرادی که می خواهند از شما خرید کنند یا اینکه وارد تجارت با شما شوند یا حتی سهام شرکت شما را بخرند، دوست دارند شما را به عنوان یک شرکت حرفه ای پندارند . به عنوان مثال یک خط تلفن مجزای تجاری یا یک E-mail تجاری یا یک شماره فکس تجاری و....داشته باشید. اینها به تجارت شما رسمیت و اعتبار می بخشند. ۱۰) کارهای خود را از همان ابتدا قانونی آغاز کنید . همواره سعی کنید کارهای خود را قانونی انجام دهید . به عنوان مثال حتما" پروانه و مجوز شروع را بگیرید یا خود را به اداره مالیات و ارگانهای مربوط از قبل معرفی کنید اینها باعث می شود که هم وجهه شما در پیش ادارات مربوطه بالا رود و هم باعث می شود که دیگر شما مجبور نباشید که در وسط تجارت فعالیتتان را متوقف کنید و دوباره به همان نقطه اول شروع برگردید وکارهایی که باید در ابتدا انجام می دادید در وسط فعالیت خود، انجام دهید. ● نتیجه گیری: اصولی که در بالا با عنوان" نکته هایی عملی و کاربردی برای مدیریت شروع یک تجارت موفق" اشاره شد نتیجه تحقیقاتی بوده است که از تجارب شرکتهای موفقی که با پیروی از این اصول امروزه به عنوان چند شرکت برتر از آنها یاد می شود می باشد. پس با پیروی و الگو برداری از این اصول، موفقیت خود را درشروع کار تجارت تضمین نمائید. محمدرضا نوروزی( مدیریت دولتی) منابع و ماخذ: ۱. Manage your position Martin, ۲۰۰۳. ۲. How to start a business, Business .com.۲۰۰۶. ۳. How we can write a business plan. ۴. How Bridgestone became a success.۲۰۰۳. ۵. Don&#۰۳۹;t fear of being a business man. Martin, Feb, ۲۰۰۵. ۶. Excel team .com, about business, Mar ۲۰۰۷. ۷. about .COM, about business, Susan Ward, Mar ۲۰۰۷.
  18. تجهیزات ویدئو کنفرانس و اتاق جلسه بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های کوچک و متوسط، تجهیزات ویدئو کنفرانس یا اتاق جلسه ندارند. اگر فضا، سرمایه، و تخصص ساخت تجهیزات ویدئوکنفرانس یا اتاق جلسه دارید، می‌توانید به فکر کسب درآمد از این طریق باشید.
  19. ایده کسب و کار خدمات ترجمه امروزه شرکت‌های بسیاری در سراسر دنیا کار می‌کنند و گاهی در ارتباط با زبان‌های مختلف دچار مشکلاتی می‌شوند. یک خدمات ترجمه برای برگردان هر نوع سندی لازم است، اما بهترین منبع درآمد آن‌ها شرکت‌های درمانی و قانونی خواهد بود. می‌توانید در یک یا دو زبانی که به خوبی صحبت می‌کنید تخصص یابید یا مترجمانی استخدام کنید به چندین زبان تسلط داشته باشند.
  20. خدمات رسانه‌های اجتماعی امروزه رسانه‌های اجتماعی نقش بزرگی در کسب و کار بازی می‌کنند. بسیاری از شرکت‌ها به دنبال متخصص و تهیه‌کننده‌ی خدمات رسانه‌های اجتماعی هستند. می-توانید شرکت خودتان را تاسیس کنید که برای کسب و کارها سایه‌نویسی انجام دهد، و در وبلاگ‌ها، لینکدین و صفحات فیسبوک و حساب‌های توئیتر محتوا بارگذاری کند.
  21. برگزار کننده‌ی جشن‌ها جشن گرفتن در کلان شهرها یک نوع فرهنگ است. اگر قصد دارید در یک کلان‌شهر کسب و کاری به راه بیندازید، ارائه‌ی خدمات برنامه‌ریزی برای یک جشن می-تواند ایده‌ی کسب و کار خوبی باشد.
  22. ۱. خدمات کاریابی می‌توانید شرکت خودتان را تاسیس کنید و به سایر شرکت‌ها خدمات استخدامی ارائه دهید. فقط به اطلاعات خوبی درباره‌ی جویندگان کار نیاز دارید. تنها کافی است یک فرد جویای کار را به یک شرکت ارجاع دهید و از این طریق کسب درآمد کنید.
  23. شروع یک تجارت

    قدرت تبلیغات و مارکتینگ را دست کم نگیرید اگر در بخش بازاریابی و تبلیغات ضعیف باشید، هرکاری که کرده اید بی نتیجه خواهد بود. حتی اگر بهترین محصولات را ارائه دهید، تازمانی که نتوانید آنها را به فروش برسانید، موفق نشده اید. در مطالب بعدی در خصوص مارکتینگ و بازاریابی نکات بیشتری را بیان خواهیم کرد تا با رعایت آنها بتوانید تجارت نوپای خود را تثبیت کرده و به سمت موفقیت بیشتر قدم بردارید.
  24. شروع یک تجارت

    پیشرو نباشید و در خط مقدم قرار نگیرید! مخصوصا در شروع کار و زمانی که در حال یادگیری و سبک و سنگین کردن مسایل مختلف هستید، پیروی کردن از رقبای موفق بسیار بهتر از پیشرو بودن است. نیازی نیست در شروع کار چیز بزرگی اختراع کنید و یا نشان تجاری خاص و بزرگی شوید. در شروع کار احتمال خطا به دلیل تجربه ی کم بسیار زیاد است. بنابراین ابتدا از دست سایر رقیبان یاد بگیرید و سنجیده عمل کنید. یاد بگیرید که چه روشی جواب میدهد و همان روش را بکار بگیرید. با کسب تجربه، بعدا میتوانید ایده های بزرگ را عملی کنید، ولی نه در شروع کار! و در ضمن، بخاطر داشته باشید که بسیاری از افراد میتوانند به صورت رایگان به شما کمک کنند. برای مثال اگر جشنواره ای برگزار شود، حتما شرکت کنید. داوران و هیات بررسی، تمام شرکت کنندگان را بررسی کرده و به آنها امتیاز میدهند. میتوانید به رایگان از نقاط ضعف و قوت خود باخبر شوید. همچنین از وب سایتها، مجلات و کتابها برای پیشرفت کمک بگیرید. شبکه های اجتماعی نیز برای نظر سنجی و دریافت بازخورد به صورت رایگان بسیار مفید هستند.
  25. شروع یک تجارت

    از تکنولوژی بهره ببرید تکنولوژی هم میتواند دوست شما باشد و هم رقیب شما، پس چه خوب است که بتوانید از آن به عنوان یک دوست بهره ببرید. میتوانید در قالب ساخت یک نرم افزار، اپلیکیشن موبایل، ابزارکهای ویندوز، برنامه های تحت وب، بازی و یا هرچیزی که مربوط به تکنولوژی است از آن استفاده کنید تا از رقیبان پیشی بگیرید. برای نمونه صرفا خرید یک نرم افزار و یادگیری اصول اولیه ی کار با آن کافی نیست، به صورت کامل آن را یاد بگیرید و از نقاط قوت آن برای پیشرفت خود استفاده کنید.
  26. شروع یک تجارت

    اگر تجارت شخصی دارید، باید حضور قوی در حوزه آنلاین داشته باشید امروزه مردم بیشتر از اینکه وقت خود را صرف تماشای تلویزیون کنند، صرف وبگردی و گشت و گذار در اینترنت میکنند. شما باید جایی حضور داشته باشید که چشم مردم (و مشتری) در آنجاست و اگر توجه بسیاری از مردم به اینترنت است، پس باید در این حوزه حضور داشته باشید. دقت کنید که نیازی نیست حضور خیلی خاص و یا منحصر به فردی فضای آنلاین داشته باشید. کافی است خوب باشید. یک سایت خوب، فعالیت خوب در شبکه های اجتماعی و بازاریابی خوب.
  27.  
×